حس آرامش

فرور رفتم درون خاطراتم

یک نفس راحت

بر روی یک تاب

با آرامش خیال

دخترک کوچکی نشسته بر روی تاب

و فقط به این فکر می کند که دفعه ی بعد بیشتر بالا برود

و باز هم بیشتر

دختری که دوست دارد رکورد دار بال رفتن با تاب باشد
او همین طور به بازی کودکانه اش ادامه می دهد...
و عروسکش را در آغوش میفشارد...
بوی کودکی به مشام می رسد
دخترکی آسوده
در دنیای رویاهایش غرق میشود
باز هم بالاتر
و حس میکند همه ی نگاه ها در حال رصد کردن او هستند
و باز هم عروسک را محکم تر میگیرد
چه هوای قشنگی
چه قدر همه جا زیباست 
وسرشار از حسی لبالب نشاط
نشاط کودکانه 
بدون دغدغه
بدون اضطراب
بدون تشویش
نشاط دخترکی با عروسکی کوچولو
با چشمانی سرحال
صورتی قبراق
و باز هم بالاتر...
می خندد
و عروسکش را سفت می چسبد...
بدون غم 
بدون ناراحتی
و هر بار بالاتر از قبل...
این تاب انگار قرار نیست هرگز بایستد
و هرگز از سرعتش کم شود
مانند زمان دخترک که هر لحظه به جلو حرکت می کند 
به سوی آینده 
و هرگز
هرگز 
نمی ایستد..
بالا
بالا
بالاتر...
ترک دوم:
 
پرنویس